ضياء الدين جرجانى

57

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

تواند كه به قصد و نيت آن را قربت طاعت گرداند ، چون طعام خوردن تا قوّت عبادتش باشد ، و صناعات و عمارات كردن تا خلق را يارى كرده باشد ، و لباس و زينت داشتن تا نعمت خداى تعالى ظاهر كرده باشد . و مباح بود كه به قصد و نيت معصيت گردد ، چون طعام مخصوص خوردن تا خمرش زيان ندارد ، و جمع مال دنيا كردن تا بر ديگران فخر كند و آنچه بدين ماند . باب دوم : در نظر كردن و صانع بدانستن اول واجبى كه بر عاقل از كردن هر چيزى مهمتر بود ، آن است كه نظر و انديشه كند و حق را بداند . و به قول و گفتار مردم چون بىدليل بود ، حق معلوم نشود . و گفتارى كه با دليل و حجت باشد از ديگر گفتارها به نظر و انديشه جدا شود . و عاقل گفتار پيغمبريش از دانستن پيغمبريش نپذيرد ، و دانستن پيغمبريش بىمعجزى - كه خلق از آوردن آن يا مانند آن عاجز گردد ، و بىشناختن حكمت خداى تعالى كه دروغ زن را به خلق نفرستد - حاصل نيايد و اين جمله به نظر « 1 » و انديشه تمام شود ، و دانستن حق ضرورى نيست كه اگر چنين بود كسى در هستى خداى خلاف نكردى و هيچ عاقل ، جاهل نمردى به ناحق . و اصول دين بر پنج قسم است : اول ، توحيد است . و اين ، آن است كه خداى تعالى را به يگانگى بداند و صفاتش بشناسد . دوم ، عدل است . و اين ، آن است كه افعالش بشناسد و صفات و كردارش بداند . سوم ، نبوت است . و اين ، دانستن پيغمبران و عصمت و طهارتشان بود . چهارم ، امامت است . و اين ، آن است كه بداند كه خداى تعالى خلق را بىامامى و پيشوايى - كه بر وى اعتماد خلق بود و در كارهاى دين و چيزهاى مشكل كه رجوع با وى

--> ( 1 ) . اصل : بنضر .